به وب - بهترین وبسایت دانلود کتابهای صوتی و محصولات متنوع 

تماس با ما

فید خبر خوان

نقشه سایت

به وب - بهترین وبسایت دانلود کتابهای صوتی و محصولات متنوع

دانلود کتابهای صوتی تاریخی، رمان ها و داستان های صوتی و اجناس و محصولات متنوع در www.BehWeb.ir (شما فقط در سایت به وب میتوانید پس از پرداخت هزینه، فایلهای کتابهای صوتی را در کامپیوتر و موبایل و ... ذخیره کنید و بدون مراجعه به سایت آنها را گوش کنید)

http://kia-ir.ir

دسته بندی سایت

برچسب های مهم

پیوند ها

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 257
  • بازدید دیروز : 298
  • بازدید کل : 1881149

دانلود رایگان آموزش گام به گام بورس و آموزش فارکس


بی شک آموزش کسب و کار اینترنتی پنجره ای به فردا و شاید هم پنجره ای به همین امروز است.
در جهان امروز و فردا ، پول و تجارت هر روز بیش از دیروز در بستر اینترنت شکل می گیرد.

سوپر مارکت، تاکسی، خرید و فروش اجناس دست دوم، میوه فروشی و رستوران، دکتر و وکیل، ثبت نام و قبوض و ... همه اینترنتی شده و پولها در کیف پولهای اینترنتی جابجا می شوند. گردش سرمایه در دنیای مجازی بیش از دنیای واقعی است و در جایی که گردش سرمایه بیشتر باشد حتمآ کسب سرمایه و راههای کسب آن بیشتر است.

در این بسته روشهای متفاوتی موجود است از کسب درآمد های کلیکی در ایران، تبلیغات و بازار یابی محصولات فروشندگان دیگر تا ایجاد فروشگاه های اینترنتی، بورس و فارکس.
شامل 11 کتاب آموزش کسب درآمد اینترنتی و چندین جزوه .

دانلود رایگان آموزش گام به گام بورس و آموزش فارکس
انتشار : ۲ مرداد ۱۳۹۹

برچسب های مهم

زندگینامه و بیوگرافی ویلیام شکسپیر


بیوگرافی ویلیام شکسپیر

در زندگی نامه ویلیام شکسپیر اینگونه آمده است: در اوایل قرن ۱۶ میلادی در دهکده ای نزدیک شهر استراتفورد در ایالت واریک انگلستان زارعی موسوم به ریچارد شکسپیر زندگی می کرد. یکی از پسران او به نام «جان» در حدود سال ۱۵۵۱ به شهر استراتفورد آمد و در آنجا به شغل پوست فروشی پرداخت و «ماری اردن» دختر یک کشاورز ثروتمند را به همسری برگزید. این زن در ۲۶ آوریل ۱۵۶۴ پسری بدنیا آورد و نامش را «ویلیام» گذاشت.
این کودک به تدریج پسری فعال و شوخ و شیطان شد و به مدرسه رفت و مقداری لاتین و یونانی آموخت، ولی به علت کسادی شغل پدرناچار شد برای امرار معاش مدرسه را ترک کند و شغلی برای خود دست و پا کند. گفته اند که ابتدا شاگرد قصاب شد، ولی چندان به ادبیات علاقه داشت که هنگام کشتن گوساله ها خطابه میگفت و شعر می سرود. در سال ۱۸۵۲، در ۱۸سالگی، دلباخته دختری بیست و پنج ساله به نام «آن هاتاوی» ،از اهالی دهکده مجاور شد. این دو عروسی کردند و به زودی صاحب فرزند شدند .در این ایام زندگی پر حادثه شکسپیر آغاز شد. او به قدری تحت تأثیر هنر پیشگان سیار و هنر نمائی آنان قرار گرفت که تنها به لندن رفت تا موفقیتی کسب کند و بعدا زندگی مرفه تری برای خانواده اش فراهم آورد.پس از ورود به لندن به سراغ تماشاخانه های مختلف رفت. در آغاز اغلب به حفاظت اسب های مشتریان مشغول بود، ولی کم کمبه درون تماشاخانه راه یافت و به تصحیح و تکمیل نمایشنامه های ناتمام پرداخت و خود روی صحنه آمد و نقش هایی ایفا کرد و وظایف دیگر پشت صحنه را بر عهده گرفت. این تجارب همه برای او مفید واقع شد. در همین دوره کارش را چنان با مهارت انجام میداد که حسادت هم قطاران را بر می انگیخت.شبها در ساعت فراغت همه در میکده ی «دوشیزه دریا» جمع میشدند و به خنده و تفریح و صحبت ی پرداختند. در آنجا لطیفه گویی و شوخ طبعی و بیان جذاب او اطرافیان را مسحور می ساخت. در آن دوره هنر پیشگی و نمایشنامه نویسی حرفه ی محترم و محبوبی تلقی نمی شد. افراد طبقه متوسط، که تحت تأثیر شدید تلقینات مذهبی قرار داشتند، آن را مخالف شئون خود می دانستند. تنها طبقه اعیان و مردم فقیر بودند که علاقه ای به نمایش و تماشا خانه نشان می دادند.

نمایشنامه شکسپیر

شکسپیر قطعات منظومی سرود که باعث کسب شهرت او شد. در سال ۱۵۹۴ شکسپیر در نمایشنامه ای کمدی در حضور ملکه الیزابت اول در قصر گرینیچ بازی کرد و در سال ۱۵۹۷ اولین کمدی خود را به نام «تلاش بیهوده عشق» در حضور ملکه نمایش داد. از آن پس نمایشنامه های او مرتباً تحت حمایت ملکه نمایش اده می شد.الیزابت در سال ۱۶۰۳ زندگی را بدرود گفت،ولی تغییر خاندان سلطنتی باعث تغییر رویه ای نسبت به شکسپیر نگشت و جیمز اول به او و بازیگرانش اجازه رسمی برای نمایش اعطا کرد. نمایشنامه هایش در تماشاخانه «کلوب» در ساحل جنوبی رود تیمز بازی می شد. این تماشاخانه به صورت مربع مستطیل دو طبقه ایساخته شده بود که مسقف بود، ولی خود صحنه از اطراف باز بود و تقریباً در وسط قرار داشت و به ساختمان دو طبقه منتهی می گشت. از قسمت فوقانی آن اغلب به جای ایوان استفاده می شد. شکسپیر به زودی موفقیت مادی بدست آورد و سرانجام در مالکیت تماشاخانه سهیم شد.
این تماشاخانه در سال ۱۶۱۳ در ضمن بازی نمایشنامه «هنری هشتم» سوخت و سال بعد که افتتاح شد شکسپیر حضور نداشت، چون با دارایی سرشارش به شهر خویش بازگشته بود تا به استراحت بپردازد.

در آوریل ۱۶۱۶ شکسپیر چشم از جهان فرو بست و گنجینه بی نظیر ادبی خود را برای هموطنان و تمام مردم جهان به جای گذاشت. آرامگاه ویلیام شکسپیر در کلیسای شهر استراتفورد قرار دارد و خانه مسکونی او به همان وضع اولیه، در همان شهر،همواره زیارتگاه دوستداران ادبیات و هنر بوده است. هر سال در آن شهر جشنی سه یاد این مرد شهیر بر پا می شود.

آثار ویلیام شکسپیر

شکسپیر در طی ۲۴ سالی که به نویسندگی و کارگردانی اشتغال داشته (یعنی از ۱۵۸۸ تا ۱۶۱۱ ) حدودا ۲۷ اثر معروف و مشهور دارد که به ترتیب تاریخ نگارششان در زیر ذکر شده
۱.تیتوس اندرونیکوس (تراژدی)، ۹۰- ۱۵۸۸پ
۲.تلاش بیهوده عشق (کمدی)، ۱۵۹۰
۳.کمدی اشتباهات (کمدی)، ۱۵۹۱
۴.رومئو و ژولیت (تراژدی)، ۹۵- ۱۵۹۱
۵.دو نجیب زاده ی ورونا (کمدی)، ۹۳-۱۵۹۲
۶.رویای یک شب نیمه تابستان (کمدی)، ۹۴-۱۵۹۳
۷.تاجر ونیزی (کمدی)، ۱۵۹۶
۸.رام کردن زن سرکش (کمدی)، ۱۵۹۷
۹.زنان شوخ طبع وینزر (کمدی)، ۱۵۹۸
۱۰.هیاهوی بسیار برای هیچ (کمدی) ،۱۵۹۸

۱۱.آنچه دلخواه توست (کمدی)،۱۵۹۹
۱۲.شب دوازدهم (کمدی) ، ۱۶۰۰
۱۳.قیصر (ژولیوس سزار) (تراژدی)،۱۶۰۱
۱۴.آنچه به نیکی پایان پذیرد نیک است (کمدی) ،۲-۱۶۰۱
۱۵.هاملت (تراژدی)، ۱۶۰۲
۱۶.کلوخ انداز را پاداش سنگ است (کمدی معمایی) ،۱۶۰۳
۱۷.ترویلوس و کرسیدا (کمدی-تراژدی معمایی)، ۱۶۰۳
۱۸.اُتللو (تراژدی)، ۱۶۰۴
۱۹.لی یر شاه (تراژدی)، ۱۶۰۵
۲۰.مکبث (تراژدی)، ۱۶۰۶
۲۱.آنتونی و کلئو پاترا (تراژدی)، ۱۶۰۷
۲۲.تیمون آتنی (تراژدی) ، ۸-۱۶۰۷۲۳.کوریولانوس (تراژدی) ، ۱۶۰۸
۲۴.پریکلس (تراژدی) ،۱۶۰۸
۲۵.سیمبلین (تراژدی)، ۱۶۰۹
۲۶.توفان (کمدی)۱۶۱۰

۲۷.داستان زمستان (کمدی)،۱۱-۱۶۱۰

شکسپیر در حقیقت شاعر انسانیت و نقاش خصایل نیک و بد انسان است. نمایش نامه های تاریخی او به وقایع بیروح و کهنه روح تازه می بخشند و شخصیت های واقعی ادوار مختلف را با طرز فکر و عادات و خصوصیات هر کدام برای خواننده مجسم می سازند. قدرت ویلیام شکسپیر در تلفیق و ترکیب صحنه های پراکنده و ارائه آنها به صورت یک جریان واحد حاکی از زبردستی بی نظیر او در فن نمایش است. نمونه ی این هنر را می توان در تشریح دوره ی نفرت انگیز سلطنت جان یا کناره گیری ریچارد دوم یا مصیبت های هانری چهارم یافت. هنر ویلیام شکسپیر در تجسم صحنه های تراژدی و کمدی به اوجی می رسد که بی سابقه است. او قادر است تماشاچی را بی اختیار به خنده وا دارد یا اشک تأثر او را سرازیر کند. بازیگرانی از قبیل فالستاف و گوبو و دلقک های نمایشنامه های مختلف او همه نمونه های جالبی از این قدرت ابداع است. در صحنه های درام کمتر وقایعی در ادبیات مانند مرگ کلئو پاترا، رفتار دختران لیر شاه نسبت به پدر، مرگ رومئو و ژولیت، خفه شدن دزدمونا بدست اتللو، و برخی از صحنه های مکبث یافت می شود.در اغلب کتاب های ویلیام شکسپیر و نمایشنامه های او ارواح یا پریان و جادوگران نقش دارند. نمونه ی آن اوبرون و پک، روح قیصر، روح پدر هاملت، و سه خاهر جادو گر(در مکبث) است. می توان گفت که نمایشنامه های او از لحاظ تنوع موضوع، دامنه وسیع واژگان، طرز تشریح وقایع، و وحدت هدف و نتیجه ،کم نظیر است و اگر چه در هر نمایشنامه وقایع متعددی مانند رشته های رنگارنگ به هم بافته شده ولی گویی که همه ی این رشته ها تزییناتی است که در عین حالی که به این قالب بزرگ ادبی شکوه و جلوه خاص می بخشد، سادگی و پیوستگی و وحدت زمینه ی اصلی را از بین نمی برد و از لطف و تناسب آن نمی کاهد.


 

انتشار : ۳۰ تیر ۱۳۹۹

معرفی کتاب دن کیشوت اثر میگل د سروانتس


 

دُن کیشوت یا به اسپانیایی دُن کیخوته دِ لا مانچا (به اسپانیایی: Don Quijote de la Mancha) نام رمانی اثر نویسندهٔ اسپانیایی میگِل سِروانتِس ساآوِدرا (۱۶۱۶–۱۵۴۷) است. این اثر از قدیمی‌ترین رمانها در زبان‌های نوین اروپایی است. بسیاری آن را بهترین کتابِ نوشته‌شده به زبان اسپانیایی و از برجسته‌ترین نمونه‌های رمان پیکارِسک می‌دانند.

سروانتس بخش اول دن کیشوت را در زندان نوشت. این بخش نخستین بار در سال ۱۶۰۵ و بخش دوم در سال ۱۶۱۵ چاپ شد. بخش اولِ رمان دن کیشوت در سال ۱۶۰۵ در مادرید منتشر شد و بخش دوم آن ده سال بعد، در ۱۶۱۵ به چاپ رسید.

رمان دون کیشوت با ارائه ی ساختاری جدید و نثری جذاب و سرزنده به شکلی گسترده به عنوان اولین رمان مدرن جهان شناخته می شود. دون کیشوت آن قدر جذب داستان های عاشقانه ی شوالیه ها شده که تصمیم می گیرد خودش هم به یک جور شوالیه تبدیل شود. او به همراه خدمتکار وفادارش، سانچو پانزا، پا به انواع و اقسام ماجراجویی های جذاب می گذارد. این دو شخصیت تکرارنشدنی با یکدیگر به دور دنیا می چرخند و یکی از جاودانه ترین داستان های تاریخ را رقم می زنند. رمان دون کیشوت برای بیش از چهارصد سال است که تخیل مخاطبین را مسحور جذابیت خود ساخته و تأثیر شگرفی بر نسل های مختلف نویسندگان، از جمله دیکنز، ملویل، فاکنر و بسیاری دیگر داشته است.
ویژگی های کتاب دن کیشوت

جزو لیست کتاب هایی که به بیشترین زبان های دنیا ترجمه شده اند

مجموعه 2 جلدی

فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است.

دن کیشوت رمانی است که همه ی رمان هایی را که پس از آن خلق شده اند، در دل خود دارد

«اگر یک رمان باشد که هر کس قبل از مرگ باید آن را بخواند، آن رمان، «دن کیشوت» است.» این جمله را «بن اوکری»، شاعر نیجریه تبار برنده ی جایزه بوکر ، در حالی به زبان آورد که در بنیاد نوبل در حال خواندن نتیجه ی آرای نویسندگان درباره ی جهانی ترین نویسنده ی دنیای ادبیات بود.

 

وقتی بنیاد نوبل از یک صد داستان نویس خواست که به مهم ترین اثر در دنیای ادبیات داستانی رأی بدهند، بیش از نیمی از نویسندگان از «دن کیشوت» نام بردند. جالب این جاست که هیچ اثر داستانی از نظر تعداد رأی، حتی نزدیک این کتاب هم نشد.

دُن کیشوت زندگی فردی را به مخاطب نشان می‌دهد که دچار توهم است و وقت خود را با خواندن آثار ممنوعه می‌گذرانَد. در زمان روایت داستان، نوشتن و خواندن آثاری که به شوالیه‌ها می‌پرداخت ممنوع بود و شخصیت اصلی داستان، خود را جای یکی از همین شوالیه‌ها می‌بیند و دشمنانی فرضی در برابر خود می‌بیند که اغلب،کوه‌ها و درخت‌ها هستند. «دُن کیشوت» پهلوانی خیالی و بی‌دست‌وپاست که خود را شکست‌ناپذیر می‌پندارد.

او، با همراهی خدمتکارش، سانچو پانزا، به سفرهایی طولانی می‌رود و در میانهٔ همین سفرهاست که اعمالی عجیب و غریب از وی سر می‌زند. او که هدفی جز نجات مردم از ظلم و استبداد حاکمان ظالم ندارد، نگاهی تخیلی به اطرافش دارد و همه چیز را در قالب ابزار جنگی می‌بیند.[۱]


انتشار : ۳۰ تیر ۱۳۹۹

تاریخ تمدن ویل دورانت


تاریخ تمدن (به انگلیسی: The Story of Civilization) نام مجموعه کتابی ۱۱ جلدی است که ویل دورانت به‌همراه همسرش آریل دورانت دربارهٔ تاریخ زندگی انسان از دوران پیش از تاریخ تا پایان سدهٔ هجدهم نوشته‌اند.

این مجموعه ناتمام است. دورانت و همسرش قصد داشتند نگارش آن را تا تاریخ معاصر غرب (تا سال ۱۹۳۳) ادامه دهند، اما با مرگ تقریباً هم‌زمان آنان، مجموعهٔ تاریخ تمدن تا جلد ۱۱، که اختصاص به دوران ناپلئون دارد، پیش رفت.

در ۶ جلد نخست این مجموعه نام ویل دورانت به‌عنوان نویسنده آمده‌است و آریل دورانت ویراستار است، ولی در جلدهای بعدی هر دو نویسنده هستند.

سبک تاریخ‌نگاری در کتاب

ویل دورانت در این اثر به‌جای پرداختن به جنبه‌ای خاص از تاریخ، نگاهی تحلیلی به جوانب مختلف تاریخ بشریت دارد. او در پیش‌گفتار جلد نخست این مجموعه، در این باره چنین بیان داشته‌است: «... مدت مدیدی است که من به این عقیده رسیده‌ام که طریقهٔ نوشتن تاریخ به شکل قسمت‌های مجزا از یکدیگر، که من آن را ترتیب طولی نام می‌دهم (مانند تاریخ اقتصادی، تاریخ سیاسی، تاریخ مذهبی، تاریخ فلسفه، تاریخ ادبیات، تاریخ علوم، تاریخ موسیقی، و تاریخ هنر)، حق وحدت زندگانی بشری را ادا نمی‌کند، و تاریخ در عین حال که به‌صورت طولی نوشته می‌شود باید متفرعاتی هم داشته‌باشد، و جنبهٔ ترکیبی و تحلیلی هر دو باید مراعات شود؛ تاریخ وقتی به صورت کمال مطلوب نزدیک خواهد شد که مورخ، برای هر دورهٔ تاریخی، صورت کاملی از سازمان‌ها و حوادث و طرق زندگی را که از مجموع آنها فرهنگ یک ملت ساخته می‌شود رسم کند...».

جلدهای یازده‌گانه، فصول و عناوین کتاب

جلد اول: مشرق زمین، گاهوارهٔ تمدن (۱۹۳۵)

  1. شکل‌گیری تمدن
    1. عوامل کلی تمدن
    2. عوامل سیاسی تمدن
    3. عوامل اخلاقی تمدن
    4. عوامل عقلی و روحی تمدن
    5. ماقبل تاریخ و آغاز مدنیت
  2. خاور نزدیک
    1. سومر
    2. مصر
    3. بابل
    4. آشور
    5. اختلاط نژادها
    6. قوم یهود
    7. پارس
  3. خاور دور
    1. عصر فیلسوفان
    2. عصر شاعران
    3. عصر هنرمندان
    4. مردم و دولت
    5. انقلاب و تجدید حیات
      1. ژاپن
        1. بنیادگذاران ژاپن
        2. مبانی سیاسی و اخلاقی
        3. اندیشه و هنر در ژاپن باستان
        4. ژاپن نو

          جلد دوم: یونان باستان (۱۹۳۹)

          جلد سوم: سزار و مسیح (۱۹۴۴)

          جلد چهارم: عصر ایمان (۱۹۵۰)

          جلد پنجم: رنسانس (۱۹۵۳)

          جلد ششم: اصلاح دین (۱۹۵۷)

          جلد هفتم: آغاز عصر خرد (۱۹۶۱)

          جلد هشتم: عصر لویی چهاردهم (۱۹۶۳)

          جلد نهم: عصر ولتر (۱۹۶۵)

          جلد دهم: روسو و انقلاب (۱۹۶۷)

          جلد یازدهم: عصر ناپلئون (۱۹۷۵)

تاریخ تمدن ویل دورانت
انتشار : ۲۶ تیر ۱۳۹۹

زندگینامه و بیوگرافی ویکتور هوگو


زندگی‌نامه

کودکی و نوجوانی

هوگو سومین پسر کاپیتان ژوزف لئوپولد سیژیسبو هوگو، که بعدها ژنرال شد، و سوفی فرانسواز تِرِبُوشه بود. وی در جوانی زیر نفوذ مادرش قرار داشت. مادرش از شاه‌دوستان و پیروان متعصب آزادی به شیوه ولتر بود و تنها بعد از مرگ مادر بود که پدرش توانست ستایش و علاقهٔ فرزندش به خود را برانگیزد. کودکی ویکتور در کشورهای گوناگون سپری شد. مدت کوتاهی در کالج نجیب‌زادگان در مادرید اسپانیا درس خواند و در فرانسه زیر آموزش معلم خصوصی خود پدر ریویه، کشیش بازنشسته بود. در ۱۸۱۴ به دستور پدر وارد پانسیون کوردیه شد که بیشتر تحصیلات مقدماتی را در آنجا گذراند و به مطالعهٔ آثار معاصران، به‌ویژه شاتوبریان، و نیز نگارش تصنیف‌های ادیبانهٔ پرداخت. وی شعر سرودن را با ترجمه اشعار ویرژیل آغاز کرد و با آن، قصیدهٔ بلندی در وصف سیل سرود. نخستین مجموعه اشعار او با نام «قصیده‌ها و دیگر اشعار» (Odes et poésies diverses) در ۱۸۲۲ که ۲۰ سال داشت و نخستین رمان او، بو-ژارگال (Bug-Jargal)، در ۱۸۲۶ منتشر شدند.

جوانی

ویکتور هوگو در جوانی

ویکتور هوگو در ۱۸۲۲ با آدل فوشه دوست کودکی خود ازدواج کرد. آدل فوشه دختری بود سبزه‌رو با موهای مشکی و ابروانی کمانی. او در ۱۶ سالگی بانویی خوش‌سیما و جذاب بود. آدل فوشه نخستین عشق ویکتور هوگو بود و ویکتور او را بسیار تحسین می‌کرد. دوران نامزدی آدل و ویکتور را می‌توان تراژدی عاشقانه توصیف کرد. ویکتور و آدل همدیگر را از کودکی می‌شناختند. دو خانواده فوشه و هوگو با هم صمیمی بودند و بچه‌هایشان با هم بزرگ شدند. عشق هوگو به آدل زمانی آغاز شد که نوجوانی بیش نبود. مادر ویکتور او را از این عشق می‌بازداشت. او می‌خواست که پسرش باید با دختری از خانواده بهتر ازدواج کند. مخالفت خانواده‌های این دو دلداده با ازدواجشان به شرایط تراژیکی انجامید. پدر آدل فوشه در نهان از موفقیت رو به رشد ویکتور در ادبیات شادمان بود اما می‌ترسید که مادر هوگو، آدل را مناسب نداند. او به آدل هشدار داد که ویکتور، مغرور، دمدمی‌مزاج و تن‌پرور است. با این حال آن دو پنهانی با هم نامه رد و بدل می‌کردند. ویکتور شک نداشت که رابطهٔ آن‌ها به ازدواج می‌انجامد و آنقدر از آن مطمئن بود که زیر نامهٔ اولش را گستاخانه، با نام «همسر تو» امضا کرد. پس از دو سال و رد و بدل شدن دویست نامه، ویکتور و آدل ازدواج کردند و صاحب پنج فرزند شدند. هوگو، آدل را از صمیم قلب دوست داشت؛ در سال‌های اول نامزدی‌شان وقتی مادر آدل بیرون از خانه بود، آدل بی‌معطلی و پنهانی از راهی تاریک می‌گذشت و به دیدن ویکتور که زیر درخت بلوط منتظرش بود می‌رفت، مانند کوزت که پنهانی به دیدن ماریوس می‌رفت. ویکتور و آدل در ۲۶ آوریل ۱۸۱۹ زمانی که ویکتور ۱۹ و آدل ۱۶ سال داشتند، آشکارا به یکدیگر ابراز علاقه کردند. آدل می‌پنداشت که دخترکی فقیر از طبقه بورژوا بیش نیست، که البته کم و بیش درست بود. اگرچه ظاهر خوبی داشت، چیز زیادی دربارهٔ شخصیتش گفتنی نبود. او در پوشش خود نه سلیقه داشت و نه زیرکی، و همیشه با لباس‌های غیررسمی ظاهر می‌شد. او سربه‌هوا و کم‌هوش بود، که باعث شد که از نظر فرهنگی عقب بماند. او به نبوغ آشکار و دستاوردهای همسرش تنها برای پول و درآمد ارج می‌نهاد و علاقهٔ چندانی به شعر نداشت. هر چند که بعدها دو تن از بزرگترین شاعران فرانسه به وی علاقه‌مند شدند.

 

همسر

ویکتور در اکتبر ۱۸۲۲ با آدل فوشه ازدواج کرد.

ژولیت دوئه هنرپیشه اهل فرانسه بود که پس از اینکه معشوقهٔ ویکتور هوگو شد، و منشی و همراهش نیز بود، کار روی صحنه را رها کرد. ژولیت، هوگو را در تبعید خود به جزیره مانش همراهی کرد و در طول زندگی‌اش هزاران نامه به او نوشت.

فرزندان

ویکتور هوگو، سه پسر و دو دختر داشت. دختر بزرگ او لئوپولدین هوگو در ۱۸۲۴ به دنیا آمد و در ۱۹ سالگی به همراه شوهر وفادارش و بچه‌ای که هنوز به دنیا نیامده بود در حادثهٔ قایق‌سواری در رودخانهٔ سن غرق شد. دختر کوچک او، آدل هوگو در پی عشق نافرجام به یک افسر ارتش نیروی دریایی بریتانیا به بیماری روانی دچار شد.

نوشتار

ویکتور هوگو، ۱۸۵۳

هوگو باور داشت که شاعر دو وظیفه دارد:

  • بازتاب‌دادن عواطف و احساسات جهانی با آشکارساختن احساسات خود، و به‌هم پیوستن صدای نسل بشر، طبیعت و تاریخ.
  • آموزش‌دادن و راهنمایی خواننده

آثار هوگو را می‌توان به‌طور کلی در پنج دسته مرور کرد:

  • آثار آغاز جوانی
  • شعرها
  • نمایشنامه‌ها
  • رمانها
  • مجموعه‌ای از نامه‌ها، خاطرات، نقدها و مقالات ادبی و سیاسی

آغاز مکتب رمانتیسم

هوگو در ۱۸۳۱ با انتشار کتاب نوتردام دوپاری که پس از بینوایان بزرگترین اثر اوست شهرتی فراگیر یافت. در ۱۸۲۷ درام کرمول را نوشت و بر این کتاب مقدمهٔ مفصلی نوشت که خود کتابی مستقل است و اهمیت آن به مراتب فراتر از خود درام است. این مقدمه را می‌توان مرام‌نامهٔ مکتب رومانتیسم دانست و با همین مقدمه است که رومانتیسم به عنوان مکتبی مستقل آغاز می‌شود و بدین گونه هوگو مکتبی به نام رومانتیسم را بنیان می‌نهد. او معتقد بود که هر آنچه که در طبیعت است به هنر تعلق دارد و در مقدمهٔ کرمول نوشت:

«... بشر در طول حیات خود، پیوسته یک نوع تمدن و یک نوع جامعه نداشته‌است؛ بشریت مانند هر یک از واحدهای خود، یعنی انسانها، بزرگ شده، بالیده، به بلوغ رسیده و آن‌گاه به پیری پر عظمت خود رسیده‌است. پیش از عهدی که جامعهٔ امروز عهد عتیق می‌خواند، دوره‌ای بوده کهعهد افسانه خوانده می‌شده که بهتر بود عصر آغازین خوانده‌شود و در آنجا که شعر، آینهٔ اندیشه‌های آدمی است، شعر نیز این سه دورهٔ عهد آغازین، عهد عتیق و عهد جدید را طی کرده‌است. اشعار غنایی، زاییدهٔ عهد آغازین است و خاستگاه اشعار حماسی، عهد عتیق و درام، پروردهٔ عهد جدید است. نغمه و غنا، ابدیت را ساز می‌کند. ماهیت غنا، طبیعی بودن، خصوصیت دومی حماسه سادگی و صفت سومیدرام حقیقی بودن است. قهرمانان اشعار غنایی اشخاص داستانی بزرگی چون آدم و قابیل و نوح بودند، قهرمانان حماسه‌ها، پهلوانان غول‌صفتی چون آشیل، هرکول، آژاکس، پرومته و آگاممنون بودند و قهرمانان درام جز انسان‌های عادی کس دیگری نیست، کسانی چون هاملت، مکبث، اتلو و…»

و این‌گونه هوگوی جوان، عصری نو در تاریخ ادبیات جهان گشود؛ عصری که عصر رمانتیسم نام گرفت. از این زمان به بعد هوگو دوستداران بسیار یافت و خانهٔ او، دیدارگاه نویسندگان پیرو مکتب رمانتیسم شد که از میان آن‌ها می‌توان به آلفرد داوینی و شارل اوگوستن سنت بوو منتقد اشاره کرد. ۱۸۲۹ تا ۱۸۴۳ سال‌های بالندگی و کامیابی هوگو بود. او در این سال‌ها، چندین مقاله، سه رمان و پنج کتاب شعر و نمایشنامه نوشت. با این حال، شکست نمایشنامه منظوم او در ۱۸۴۳ و پس از آن، مرگ دخترش لئوپولدین، که او را بسیار دوست می‌داشت، خلاقیت شگفت‌آورش را دچار وقفه کرد.

فعالیت‌های سیاسی

نقاشی «کزت» گرفته شده از نسخهٔ اصلی بینوایان توسط امیلی بایارد (۱۸۶۲)

هوگو در ۱۸۴۵ از سوی شاه به مجلس اعیان دعوت شد و یک پست سیاسی در حکومت وابسته به قانون اساسی شاه لوئی فیلیپه، پذیرفت. انتخاب وی اعتراضات چندی را برانگیخت که به گوشه‌گیری او انجامید. هوگو در گوشه‌گیری خود، شاهکار انسان‌دوستانهٔ خود بینوایان را نوشت. پس از انقلاب در ۱۸۴۸، او نماینده، و پس از لوئی ناپلئون بناپارت، رئیس‌جمهور جمهوری دوم فرانسه شد. او علیه اعدام و بی‌عدالتی اجتماعی سخن راند و بعدها در مجمع قانون‌گذاری و مجمع وابسته به قانون اساسی انتخاب شد.

او از نامزدی لویی ناپلئون برای رئیس‌جمهوری حمایت کرد و برای مدتی هم حامی حزب محافظه‌کار و رئیس‌جمهور بود ولی هنگامی که ناپلئون در ۱۸۵۱ قدرت را در دست گرفت و قانون اساسی ضد پارلمان را جایگزین کرد، هوگو او را خائن به فرانسه نامید و در نطق تاریخی ۱۸ ژوئیه ۱۸۵۱ در بررسی قانون اساسی گفت: «چون زمانی ناپلئون کبیر داشته‌ایم، باید ناپلئون حقیر نیز داشته‌باشیم؟»

هوگو پس از کودتای ۲ دسامبر ۱۸۵۱ به بروکسل گریخت و در تبعید درازمدت خود، آثار بزرگی نوشت. او با سقوط ناپلئون سوم در ۱۸۷۰ به میهن بازگشت. برای چند سال او نماد مخالفت با پادشاهی و طرفدار جمهوری بود. در ۱۸۷۱ به مجلس ملی راه یافت ولی خیلی زود از نمایندگی مجلس کناره گرفت. در ۱۸۷۴ بی‌اعتنا به نقدهای تاریخی طبیعت‌گرایان، کتاب نود و سه را نوشت. هوگو در هفتاد و پنج سالگی کتاب دلنشین هنر پدر بزرگ بودن را نوشت؛ اما همچنان به سیاست تمایل داشت و در ۱۸۷۶ به مجلس سنا راه یافت. در فوریه ۱۸۸۱ به مناسبت هشتاد سالگی مراسم با شکوهی به افتخارش برپا شد که کمتر کسی در زندگی خود، به چنین افتخاری رسیده‌است.

تبعید

اوت‌ویل هاوس،[۱] محل زندگی ویکتور هوگو در تبعید

ویکتور هوگو در زندگی همواره برای داشتن عقاید آزادی‌خواهانه و سوسیالیستی و حمایت قلمی و لفظی از محرومان جامعه، مورد خشم سران دولتی و حکومتی بود و با فشارهایی چون سانسور، تهدید و تبعید، از آرمان‌های بلند خود دست نکشید. او ابتدا به بروکسل و سپس به جزیرهٔ جرزی و سرانجام به جزیرهٔ گریزین که از جزایر دریایی مانش است، تبعید شد. در آنجا بود که به نوشتن دربارهٔ نکوهش اعمال ظالمانهٔ حکومت فرانسه ادامه داد و در نتیجه مقالات مشهور او ضد ناپلئون سوم در فرانسه ممنوع شد. با این حال، این مقالات تأثیر زیادی داشتند. هوگو در تبعید در نویسندگی به پختگی رسید و نخستین اشعار از حماسهٔ برساخته خود را با نام افسانهٔ قرن‌ها، کتاب بینوایان، کتاب جنجال‌برانگیز ناپلئون صغیر و بسیاری آثار دیگر را در این دوران نوشت؛ او دربارهٔ رمان بینوایان گفته‌است: «من این کتاب را برای همهٔ آزادی‌خواهان جهان نوشته‌ام» با اینکه ناپلئون سوم در ۱۸۵۹ همه تبعیدی‌های سیاسی را بخشود اما هوگو از پذیرش این بخشش سر باز زد زیرا پذیرش آن بدین معنی بود که او دیگر نباید از دولت انتقاد کند. او پس از سرنگونی ناپلئون سوم در ۱۸۷۰ به عنوان قهرمان ملی به پاریس بازگشت و عضو مجمع نمایندگان ملی و بعد سناتور جمهوری سوم شد.

دیدگاه‌های دینی

دیدگاه‌های دینی هوگو در زندگی‌اش تغییر کرد. او در جوانی، مسیحی کاتولیک بود و سوگند خورد که به مقامات و مسئولان کلیسا احترام بگذارد. اما کم‌کم، کاتولیکی شد که به وظایف دینی‌اش عمل نمی‌کرد و بیش از پیش به بیان دیدگاه‌های ضد پاپ و ضد کشیشی پرداخت. در دوران تبعید برای سرگرمی به احضار روح می‌پرداخت و در سال‌های بعد، خداشناسی بر پایهٔ عقل را مشابه آنچه که مورد حمایت ولتر نویسندهٔ فرانسوی بود، پابرجا کرد. در ۱۸۷۲ وقتی مسئول آمارگیری از هوگو پرسید که آیا کاتولیک است یا نه او پاسخ داد: «نه، من آزاداندیش هستم». هوگو هیچ‌گاه از بیزاری خود از کلیسای کاتولیک دست برنداشت. این بیزاری در اثر بی‌اعتنایی کلیسا به بیکاری زیر ستم حکومت پادشاهی و شاید هم در اثر قرار گرفتن بینوایان در لیست کتاب‌های ممنوع پاپ بود. هنگام مرگ دو پسرش، چارلز و فرانسوا، او اصرار داشت که آن‌ها بدون صلیب عیسی یا کشیش به خاک سپرده شوند؛ او در وصیت‌نامه‌اش هم چنین شرطی برای خاک‌سپاری خود گذاشت. هوگو با اینکه باور داشت که عقاید کاتولیک رو به زوال است اما هیچ‌گاه مستقیماً از عرف و سنت انتقاد نکرد. او همچنان به خدا باورمند ماند. او عمیقاً به قدرت و ضرورت حمد و ستایش ایمان داشت. عقل‌گرایی هوگو را در اشعارش از قبیل تورکمادا (۱۸۶۹، دربارهٔ تعصب‌های دینی)، پاپ (۱۸۷۹، کتابی ضد کشیش)، دین و ادیان (۱۸۸۰، در سودمندی کلیسا) و … می‌توان دید. هوگو می‌گفت: ادیان به تدریج از میان می‌روند، اما این خداست که می‌ماند. او پیش‌بینی می‌کرد که مسیحیت بالاخره روزی از میان خواهد رفت اما مردم همچنان به خدا، روح و تعهد، باورمند خواهند ماند.

سال‌های پایانی و مرگ

مجسمه مرمری ویکتور هوگو، اثر آگوست رودین
آرامگاه ویکتور هوگو و امیل زولا در معبد پانتئون
ویکتور هوگو، ۱۸۸۳

وقتی هوگو در ۱۸۷۰ به پاریس بازگشت مردم از او به عنوان قهرمان ملی استقبال کردند. هوگو به‌رغم محبوبیتش، برای انتخاب دوباره در مجمع نمایندگان ملی در ۱۸۷۲ تلاش نکرد. دو دهه آخر زندگی هوگو در اثر بستری‌شدن دخترش در آسایشگاه روانی، مرگ دو پسرش و نیز مرگ آدل در ۱۸۶۸ بسیار ناراحت‌کننده بود. هوگو با آسیب‌های روحی و روانی که بر او وارد شده‌بود، به نوشتن ادامه داد و در سیاست هم تا ۱۸۷۸، که تندرستی‌اش رو به زوال گذاشت، فعال ماند. او در ۳۰ ژانویه ۱۸۷۶ برای مجلس سنا، که اخیراً تأسیس شده بود، انتخاب شد. در فوریه ۱۸۸۱ به پاس این‌که هوگو وارد هشتادمین سال زندگی شده، یکی از بزرگترین بزرگداشت‌ها برایش برگزار شد. این مراسم از بیست و پنجم فوریه با اهدای گلدان سور (نوعی چینی فرانسوی) به هوگو آغاز شد؛ این گلدان، هدیه‌ای سنتی برای بلندپایگان بود که به ویکتور هوگو داده شد. بیست و هفتم فوریه بزرگترین رژه در تاریخ فرانسه برگزار شد. رژه‌رونده‌ها شش ساعت راه رفتند تا از مقابل هوگو که پشت پنجره اتاقش نشسته بود رد شوند. سربازان راهنما برای اشاره به ترانه کوزت در بینوایان گل‌های گندم به گردن آویخته بودند. هوگو در ۲۲ مه ۱۸۸۵ پس از یک دوره بیماری در هشتاد و سه سالگی در پاریس درگذشت. مرگ وی، سوگ ملی شد و بیش از دو میلیون نفر در مراسم خاک‌سپاری او شرکت کردند. هوگو نه تنها برای جایگاه والایش در ادبیات فرانسه، بلکه به عنوان سیاست‌مداری که به تشکیل و نگهداری جمهوری سوم و دموکراسی در فرانسه کمک کرد، ستوده شد. آرامگاه ویکتور هوگو در پانتئون نزدیک پارک لوگزامبورگ است.

فهرست آثار

رمان‌ها

  • بی‌نوایان
  • گوژپشت نتردام
  • آخرین روزهای یک محکوم به اعدام
  • رنجبران دریا
  • کلود ولگرد
  • مردی که می‌خندد
  • نود و سه
  • ریبلاس
  • برگ‌های خزان
  • روح انسان
  • نغمات شفق
  • کارگران دریا

کتاب شعرها

  • شرقی‌ها
  • هنر پدر بزرگ بودن

آثار بر طبق تاریخ

  • آثار آغاز نوجوانی
  1. اینه دوکاسترو درامی به نثر در سه پرده که هوگو در پانزده سالگی نوشته‌است.
  2. ترجمهٔ بخش‌هایی از انه‌اید شاهکار ویرژیل:
  • پیرمرد گالز
  • غار سیکلوپ‌ها
  • کاکوس
  1. درلیدی ترجمه‌ای از اشعار اوراس
  2. سزار از از روبیکون می‌گذرد ترجمه‌ای از فارسال تصنیف لوکن
شعرها
  1. اغانی جدید
  2. اغانی و قصاید odes et Ballades
  3. شرقی‌ها
  4. برگ‌های خزانLes Feuilles d automne
  5. نغمات شفقchants du crepuscule
  6. صداهای درونیLes voix interieurcs
  7. پرتوها و سایه‌ها
  8. کیفرها
  9. سیر و سیاحت
  10. افسانه قرون
  11. غزلیات کوچه‌ها و بیشه‌ها
  12. سال مخوف
  13. فن پدربزرگی
  14. پاپ
  15. شفقت عالی
  16. ادیان و دین
  17. خر
  18. ریاح چهارگانه روح
  19. عاقبت شیطان
  20. مکنونات چنگ
  21. خدا
  22. سال‌های شوم
  23. دسته گل آخرین
نمایشنامه‌ها
  1. کرامول
  2. آمی روبسار
  3. ارنانی
  4. ماریون دلورم
  5. شاه تفریح می‌کند
  6. لوکرس بورژیا
  7. ماری تودور
  8. آنژلو
  9. اسمرالدا
  10. ریبلاس
  11. توامان
  12. بورگراوها
  13. تورکه مادا
  14. تئاتر در هوای آزاد
رمان‌ها
  1. بوگژارگال
  2. هان دیسلند
  3. آخرین روز یک محکوم
  4. نتردام دو پاری یا گوژپشت نتردام
  5. کلود گدا
  6. بینوایان
  7. کارگران دریا
  8. مردی که می‌خندد
  9. نود و سه
  10. رفتارها و گفتارها
  11. مجموعه‌ای از نامه‌ها، خاطرات، نقدها و مقالات ادبی و سیاسی

ویکتور هوگو در سینما

براساس داستان‌ها و رمان‌های ویکتور هوگو فیلم‌های زیادی ساخته شده‌است.

  1. - نتردام دوپاری، کارگردان: آلیس گی، فرانسه، ۱۹۰۶م.
  2. - ولگرد، بخاری، سرقت شمعدانی، کارگردان:؟، فرانسه، ۱۹۰۷م. بر اساس بینوایان
  3. - سلطان تفریح می‌کند، کارگردان: آلبر کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۰۹م.
  4. - بی‌نوایان، کارگردان: جیمز استوارت بلکتون، فرانسه، ۱۹۰۹م.
  5. - گوژپشت نتردام، کارگردان: رنه الکساندر، فرانسه، ۱۹۱۱م.
  6. - گوژپشت نتردام، کارگردان: آلبر کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۱م.
  7. - بینوایان، کارگردان: آلبر کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۲م.
  8. - نود و سه، کارگردان: آلبر کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۴م.
  9. - زیبایی پاریس (نتردام دوپاری) کارگردان: گوردن ادواردز، آمریکا، ۱۹۱۷م.
  10. - کارگران دریا، کارگردان: آ. آنتوان، فرانسه، ۱۹۱۸م.
  11. - ماریون دلورم، کارگردان: هانری کراوس، فرانسه، ۱۹۱۸م.
  12. - بی‌نوایان، کارگردان: فرانک لوید، آمریکا، ۱۹۱۷م.
  13. - گوژپشت نتردام (فیلم ۱۹۲۳)، کارگردان: والاس وورسانی، آمریکا، ۱۹۲۳م.
  14. - بی‌نوایان، کارگردان: آنری فکور، فرانسه، ۱۹۲۵م.
  15. - مردی که می‌خندد، کارگردان: پل لنی، آمریکا، ۱۹۲۸م.
  16. - بی‌نوایان، کارگردان: ریمون برنار، فرانسه، ۱۹۳۴م.
  17. - بی‌نوایان، کارگردان: ریچارد بولسلافسکی، آمریکا، ۱۹۳۵م.
  18. - گاوروش، کارگردان: ت. لوکاته‌ویچ، شوروی، ۱۹۳۷م. بر اساس بینوایان
  19. - گوژپشت نتردام، کارگردان: ویلیام دیترله، آمریکا، ۱۹۳۹م.
  20. - بینوایان، کارگردان: کمال سلیم، مصر، ۱۹۴۴م.
  21. - ری‌بلاس، کارگردان: پیر بیلوس، فرانسه، ۱۹۴۸م.
  22. - بینوایان، کارگردان: فرناندو ریورو، مکزیک، ۱۹۴۴م.
  23. - بی‌نوایان، کارگردان: ریکاردو فردا، ایتالیا، ۱۹۴۸م. بر اساس بینوایان
  24. - بی‌نوایان، ژان والژان، کارگردان: لوئیس مایلستون، آمریکا، ۱۹۵۲م.
  25. - بینوایان، کارگردان: دایسوکه اتیو، ماساهیرو ماکینو، ژاپن، ۱۹۵۲م.
  26. - ازاعی پادام پادو، کارگردان: رامنوت، هند/اندونزی، ۱۹۵۳م. بر اساس بینوایان
  27. - گوژپشت نتردام، کارگردان: ژان دولانوا، فرانس و ایتالیا، ۱۹۵۶م.
  28. - بی‌نوایان، کارگردان: ژان-پل لو شانوا، فرانسه، ۱۹۵۸م.
  29. - بی‌نوایان، کارگردان: گلن جردن، آمریکا/انگلستان، ۱۹۷۸م.
  30. - بی‌نوایان، کارگردان: روبر حسین، فرانسه، تلویزیون، ۱۹۸۲م.
  31. - گوژپشت نتردام، کارگردان: -، استرالیا، ۱۹۹۵م.
  32. - بی‌نوایان، کارگردان: کلود للوش، فرانسه، ۱۹۹۵م.
  33. - گوژپشت نتردام، کارگردان: گری تروزدیل، کرک ویس، آمریکا، ۱۹۹۵م.
  34. - بی‌نوایان، کارگردان: تام هوپر، انگلستان، ۲۰۱۲م.
  35. - هیولا، کارگردان: سیامک یاسمی، ایران، ۱۳۵۵ه‍.خ بر اساس گوژپشت نتردام

نقاشی‌های ویکتور هوگو

نقاشی‌های ویکتور هوگو
Crepuscule ("گرگ‌ومیش")، جرسی، ۱۸۵۳–۱۸۵۵.
(شهر با پل tumbledown)، ۱۸۴۷.
اختاپوس، ۱۸۶۶.
صخره امرتاج در یک منظره خیالی
فانوس دریایی
گاوروشه در ۱۱ سالگی.

جستارهای وابسته

نشان درگاه درگاه ادبیات
نشان درگاه درگاه فرانسه
نشان درگاه درگاه زندگی‌نامه
  • آدل هوگو
  • بینوایان
  • گوژپشت نتردام
  • مردی که می‌خندد
  • آخرین روز یک محکوم

پیوند به بیرون

  • سرگذشت آدل ه.

منابع

  • ویکی‌پدیای انگلیسی و فرانسه
  1. Hauteville House

بخش سینمایی

  • طباطبایی مجد، غلامرضا، دائرةالمعارف مصور زرین جلد دوم، تهران: انتشارات زرین، شابک ISNB۹۶۴-۴۰۷-۰۱۹-۴ مقدار |شابک= را بررسی کنید: invalid character (کمک)
  • امید، جمال (۱۳۷۴)، تاریخ سینمای ایران ۱۲۷۹–۱۳۵۷، تهران: انتشارات روزنه
 

منوی ناوبری

زندگینامه و بیوگرافی ویکتور هوگو
انتشار : ۲۳ تیر ۱۳۹۹

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - لباس بختیاری ها


لباس زنان بختیاری :

لباس زنان بختیاری شامل لَچَک، زیر لچک، مینا، بند سوزن، دستمال، پیراهن، شلوار قِری و کفش می‌باشد.

- پیراهنی آستین بلند و مچ داراست که در قسمت پیش سینهٔ چاکدار آن، سه دکمه دوخته می‌شود. بالاتنه و دامنش صاف و بدون چین می‌باشد. بلندی آن تا زیر زانو می‌رسد و دو طرف پایین دامن آن را معمولاً به اندازهٔ ۲۰ سانتیمتر چاک می‌دهند. انتخاب رنگ پیراهن به سن و سال زنان و دختران بستگی دارد.

- شلوار قِری در اصل دامنی است با چین‌های فراوان که نیم تنهٔ پایین بدن را می‌پوشاند. در گذشته از پارچهٔ مخمل استفاده می‌شد که بسیار جذاب ولی سنگین و گران بود ولی امروزه از پارچه‌های سبک‌تر و ارزانتر استفاده می‌شود. به علت سنگینی شلوار به جای کش، از بند یا طناب باریکی استفاده می‌کنند که در اصطلاح محلی به آن دُم شلوار می‌گویند. زنان، زیر شلوار قری یک زیرشلواری می‌پوشیدند که به آن پاکَش می‌گفتند.

- مینا روسری بلند از پارچهٔ نازک حریر مانند به رنگ‌های آبی، سبز، زرد، سرخ یا بنفش است. جوانان از رنگ‌های روشن و زنان میانسال از رنگ‌های تیره استفاده می‌کنند.

- لَچَک کلاه مانندی است که قسمت پشت آن در زیر مینا قرارگرفته وبا سوزنی به مینا متصل می‌گردد. روی لچک منجوق دوزی شده‌است و دو بند دارد که از کنار گوش‌ها گذشته و زیر گلو به هم گره می‌خورند تا لچک را روی سر ثابت نگه دارند. لچک را با پولک‌های کوچک و همچنین مهره‌های ریز به نام مُنجوق تزیین می‌کنند که جلوه‌ای خاص به لچک می‌دهند.

- بند سوزن از پشت سر تا کمرگاه آویزان می‌شود. دو سر این ریسمان را که پر از مهره و زینت آلات دیگر است. به وسیلهٔ گیره یا دو سنجاق قفلی بر روی لچک محکم می‌کنند.

- دستمال چهارگوش، مشکی، بزرگ و ابریشمی است که در واقع می‌توان آن را نوعی پیشانی بند به حساب آورد چرا که زنان آن را روی پیشانی می‌بندند و سپس دو سر انتهایی آن را در پشت سر به هم گره می‌زنند.

- در گذشته زنان هم گیوه می‌پوشیدند ولی امروزه پوشیدن گیوه در میان زنان بختیاری دیگر معمول نیست. آن‌ها کفش چرمی رویه دار و غالباً به رنگ مشکی می‌پوشند که در گویش بختیاری به آن اُرسی می‌گویند.

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - لباس بختیاری ها

لباس مردان بختیاری: لباس مردان بختیاری شامل کلاه نمدی، چوقا، شال و شلوار گشاد سیاه رنگ معروف به (دبیت) و کفشی به نام گیوه است.

- کلاه نمدی به رنگ‌های مشکی و قهوه‌ای وجود دارد. این کلاه عقب و جلو ندارد و هر طور و از هر طرفی که روی سر گذاشته شود تفاوتی نمی‌کند و از کرکهایی که لابلای موهای بز به وجود می‌آید ساخته می‌شود.

- چوقا نوعی بالاپوش مردانه است و از نخ‌های نازکی که از پشم گوسفند می‌ریسند بافته می‌شود. هر چه نخ به دست آمده از پشم‌ها نازک‌تر باشد،. بافت چوقا زیباتر می‌شود. باران در چوقا نفوذ نمی‌کند و از شانه‌ها تا حدود زانوها را می‌پوشاند. مردان در تابستان زیر چوقا پیراهن و در زمستان کت یا لباس گرم می‌پوشند که انتخاب جنس و خصوصاً رنگ کت و پیراهن، به سن و سال و موقعیت اجتماعی افراد بستگی دارد.

- مردان بختیاری شلوار مشکی رنگی می‌پوشند که از پارچه‌ای به نام دبیت دوخته شده و به شلوار دبیت معروف است. اگر شلوار دبیت را با کت بپوشند، از یک کمربند چرمی محکم استفاده کرده و اگر همراه چوقا پوشیده شود، روی آن شال می‌بندند.

- پارچهٔ شال را به صورت طولی تا نموده و سپس به جای کمربند دور کمر می‌پیچند تا شلوار دبیت را نگهدارد. شال، نمای زیبایی به لباس می‌دهد.

- گیوه نوعی کفش است که رویهٔ آن از پنبه تهیه می‌شود بنابراین دارای طبیعتی خنک و نرم است و رنگ این بافتنی همیشه سفید بوده‌است. تخت یا کف گیوه از پارچه‌های محکم و به هم تنیده ساخته می‌شود که از استقامت بالایی برخورداراست. رنگ تخت یا کف گیوه عمدتاً سیاه یا بنفش است.

- کُردین بالاپوش نمدی بود که چوپانان می‌پوشیدند و علاوه بر گرمی زیاد، آب به درون آن نفوذ نکرده و آتش هم نمی‌گرفت.

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - لباس بختیاری ها
انتشار : ۱۳ تیر ۱۳۹۹

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - رسم عزاداری و سوگواری بختیاری ها


از آنجا كه مردم بختیاری ذاتاً مردمی مهربان و غمخوار هستند به محض از دست دادن عزیزی ار اقوام، برای دلداری و تسلی خاطر بازماندگان به خانه آنها می روند و با تمام وجود به همدردی و عزاداری می پردازند، بر طبق سنتی قدیمی پیرزنان بختیاری در غم از دست دادن جوانان ترانه ای غم انگیز و سوزناك را به زبان لری بختیاری زمزمه می كنند و بقیه زنان هم او را همراهی می نمایند این آواز غم انگیز به نام «گاگریو» معروف كه نوای حزن انگیز آن به همراه ساز چپ خبر از روزی غم انگیز دارد. رسم است كه اقوام هم در پرداخت هزینه های مراسم سوم ، هفته و چهلم به بازماندگان كمك مالی كرده و تا جائیكه در توان دارند به بازماندگان یاری می رسانند. اگر به سرزمین بختیاری سفر كرده باشید حتماً شیرهای سنگی را بر مزار آنها دیده اید كه باز هم بر طبق آدابی قدیمی بر سر خاك مردان دلیر بختیاری به نشانه دلاوری آنها شیر سنگی را نصب می كنند كه به نام «بردسنگی» معروف می باشد.

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - رسم عزاداری و سوگواری بختیاری ها
انتشار : ۱۰ تیر ۱۳۹۹

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - رسم تولد نوزاد بختیاری ها


تولد در فرهنگهای مختلف مراسم ویژه خود را دارد که نشات گرفته از الگوهای فرهنگی آن جامعه است. در گذشته به شکل سنتی روشهایی برای تشخیص جنس نوزاد وجود داشت. مثلا اگر زن زبر و زرنگ بود،یا چهره اش سرخ و سفید بود ، معتقد بودند بچه اش پسر است. ولی اگر زن تنبل بود یا صورتش تیره بود، معتقد بودند بچه اش دختر خواهد بود.در مناطق بختیاری نشین و عشایری مانند ایذه،پیش از این، زائو به کمک قابله(که به او ماما چه می گفتند) بچه اش را به دنیا می آورد. بختیاریهای ایذه در جریان نامگذاری کودک، معمولا اسم اقوام نزدیک نوزاد را بر روی او نمی گذارند زیرا آن را بد شگون می دانند. اسامی افراد درگذشته را نیز به عنوان نام نوزاد تعیین نمی کنند. اسامی مذهبی نیز مرسوم است. در گذشته قبل از تولد نوزاد ،2 نام تعیین میکردند تا در صورت پسر بودن یا دختر بودن نوزاد اسم او از قبل انتخاب شده باشد. نوزاد را 3 روز پس از تولد ،به حمام میبرند. هفت روز پس از تولد نیز هم نوزاد و هم زائو به حمام میروند.

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - رسم تولد نوزاد بختیاری ها
انتشار : ۹ تیر ۱۳۹۹

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - رسم نوروز بختیاری ها


بختیاریها با خانه تکانی که به طور معمول دو هفته قبل از عید آغاز می شود به استقبال سال نو می روند. فرشهای آویخته از در و دیوار بیشتر از هر چیز دیگر به انسان یادآوری می کند که عید نزدیک است، تهیه سبزه سفره هفت سین نیز از حدود ده روز قبل از عید آغاز می شود.

در گذشته ای دور سبزه را از صحرا می چیدند، آنرا در بشقابی می گذاشتند و پای آن را خاک ریخته و برای سبز ماندن به آن آب می دادند.

مردم ایل بختیاری به مناسبت سال جدید، سفره‌ی هفت سین می گسترانند و آن را با قرآن و رحلش، آیینه و شمعدان، سیر، سنجد، سمنو، سبزه، سیب، سماغ، تنگ و ماهی، تخم مرغ رنگ شده به تعداد اعضای خانواده، آجیل و گمک و گندم برشته و کلخونگ، شاهدانه، شیرینی و میوه مزین می‌نمایند.

 

بزرگ خانواده نیت می کند و اسکناس های تا نخورده را برای عیدی دادن لای صفحات قرآن می گذارد، تا با آیه‌های آسمانی کلام ا…متبرک گردند.

زنان و دختران دست ها، ناخن و موها را با حنا می آرایند، با پختن الفه ( حلوا، شیربرنج و…) و تقسیم آن بین اقوام و همسایه ها و با نثار فاتحه و یاد کردن درگذشتگان، به استقبال سال جدید میروند. خانواده های داغدار سفره‌ی عیدشان را در جوار مزار عزیزشان می گسترانند، تعدادی کنار امامزادگان و …

غذاهای سنتی به رنگ سبز طبخ می کنند: پلو باقالی، سبزی پلو با ماهی، قورمه سبزی و کو کو سبزی مرسوم تر می باشند. در موقع تحویل سال، قرآن و دعای یا مقلب و سلامتی و عاقبت بخیری زمزمه می کنند. روی سطح آیینه تخم مرغ می گذارند، و بر این باورند که حین تحویل سال،زمین که روی شاخ گاو قرار دارد جابجا می شود و این رخداد با تکان خوردن تخم مرغ و باز ایستادن ماهی در تنگ قابل مشهود است.

دید و بازدید و صله رحم نزد قوم بختیاری در ایام نوروز بسیار مهم است ، به گونه ای که بزرگان خانواده به همراه دیگر اعضای فامیل، دسته جمعی به دیدار اقوام و بستگان می روند و بعد از دیدار از هر خانواده، اعضای آن خانه را نیز در امتداد مسیر بازدید، با خودشان همراه می‌کنند و این رسم بسیار زیبا آنقدر خوشایند است که یک سال دیگر همه را به انتظار وا میدارد…

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - رسم نوروز بختیاری ها
انتشار : ۴ تیر ۱۳۹۹

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - مراسم ازدواج بختیاری ها


بختیاری‌ها ازدواج را با مراسم و آیین‌های زیبا و نمایشی برپا می‌دارند. ازدواج دارای خصوصیات و آداب و رسومی است كه در هر جا و هر قومی ممكن است متفاوت باشد.

شادی و سرور این قوم در هنگام مراسم ازدواج، چند روزی طول می کشد و در این جشن مراسم جالبی دارند و تمام طایفه در این مراسم شرکت می کنند.

به طور كلی ازدواج در قوم بختیاری رسومی دارد یا به صورت ناف بران كه دختر و پسر را از همان كودكی برای هم نامبر می كنند و وقتی به سن ازدواج رسیدند رسم و رسوم نامزدی و عقد را به جا می آورند كه امروزه آداب ناف بران كم رنگ شده، امروزه بستگان داماد برای نامزدی به خانه عروس می روند و رسماً مراسم خواستگاری انجام می شود و مادر داماد روسری زیبایی روی سر عروس خانم می كند كه مانند همان انگشتری نامزدیست و نشانه نامزدی آنان است.

خانواده عروس هم نبات و شیرینی را به معنی قبول پیشنهاد به اقوام داماد می دهند، یكی از رسوم قدیمی بختیاریها هنگام ازدواج این است كه دختران نامزد شده شروع به بافتن قالیچه می كنند تاهنگام عروسی همراه خود به خانه داماد ببرند.

یكی دیگر از آداب كهن ازدواج در بختیاری مربوط به شب عروسی است كه اقوام و بستگان داماد پس از صرف شام به خانه عروس خانم می روند و در حین اینكه آئینه و شمعدان آنها به دستان اقوام عروس خانم را با شور و نشاط و هلهله راهی خانه داماد می كنند كه در بیشتر روستاهای بختیاری عروس را سوار بر اسب می كردند و بقیه پیاده به طرف خانه راه می افتادند.در مراسم ازدواج بختیاری ها صدای ساز و دهل، رقص محلی و تركه بازی، خواندن ترانه های شاد آهای گل و دوال آل هم از دیگر آداب اصیل این مراسم است.

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - مراسم ازدواج بختیاری ها
انتشار : ۲ تیر ۱۳۹۹

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - رسم شکار بختیاری ها


سال‌هاست که در بین بختیاری‌ها رسم شکار وجود دارد و هنوز هم پس از گذر سالیان سال به اجرا در می‌آید، در ایل بختیاری رسم بر این است که جوانان بختیاری‌ که به سن ازدواج رسیده‌اند قبل از عروسی، برای تهیه گوشت مورد نیاز جهت غذای مراسم شادی به شکار می‌روند. بر طبق این سنت قدیمی مادر جوان آماده شکار مشغول تهیه نان سنتی می‌شود، خواهران و دختران بختیاری مشک می‌زنند تا جوان شکارچی دوغ تازه و کره محلی را همراه خود ببرد در این بین نامزد جوان شکارچی هم بیکار نمی‌ماند و مشغول دوختن لباس شکار می‌شود.

در بختیاری‌ها روز شکار، به کمر جوان شکارچی شال شکار می‌بندند که معمولاً توسط برادر بزرگتر، دایی یا پدر انجام می‌شود، جوان باید به کوه کلار برود و بزکل شکار کند بزکل، بز یکشاخی است که بسیار چالاک و تیز می‌باشد و شکار آن بسیار سخت است. شکار بزکل افتخار بختیاری‌ها و دلیل بر شجاعت، رشادت و دلیری آن‌هاست، جوان توسط افراد فامیل و خویشان بدرقه می‌شود و راهی شکار می‌گردد.

بعد از چند روز که پیروزمندانه به ایل بازگشت مراسم عقد و ازدواج جوان صورت می‌گیرد و گوشت شکار جهت تهیه غذای عروسی استفاده می‌شود، رسم شکار سنتی قدیمی است که ریشه در آداب اصیل بختیاری دارد و بسیار دیدنی است

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها - رسم شکار بختیاری ها
انتشار : ۱ تیر ۱۳۹۹

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها


بختیاری‌ها یا ایل لر بختیاری از مردمان ایرانی به‌شمار می‌آیند که در جنوب غربی ایران در استان‌های چهارمحال و بختیاری، استان کهگیلویه و بویراحمد خوزستان، لرستان، اصفهان و استان مرکزی زندگی می‌کنند. بختیاری‌ها به گویش بختیاری که یکی از گویش‌های زبان لری است صحبت می‌کنند. ایل بختیاری از دو شاخه چهارلَنگ و هفت‌لَنگ تشکیل شده‌است، که چهارلنگ خود به ۵ باب و هفت‌لنگ به ۴ باب تقسیم می‌گردد و هر باب نیز از چندین طایفه تشکیل می‌شود.

p>مردم بختیاری همه از آداب اصیل خویش حفاظت كرده اند و آداب اصیل آنها همچنان بكر و دست نخورده باقیمانده است، شرح آداب اصیل همه مردمان این دیار كاری دشوار است و زمان بسیاری را می طلبد بنابراین به شرح مختصری در مورد برخی از آداب اصیل بختیاری بسنده می كنیم و آنها را در 8 پست متوالی می آوریم.

بختیاری ها و آداب و رسوم اصیل آنها
انتشار : ۲۸ خرداد ۱۳۹۹

نت گشت، گشتی به یاد ماندنی در دنیای مجازی


گالری عکس و تصاویر جالب و دیدنی، عکس های خبری روز و بازیگران، خوانندگان، فوتبالیست ها و شخصیت های مختلف سیاسی ، فرهنگی ، هنری، ورزشی

جالب ترین مطالب سیاسی و خواندنی روز شامل برگزیده سایتهای مختلف خبری ایران و جهان

مطالب خواندنی و آموزنده و جالب، طنز ، کامپیوتر، موبایل

کلیپ ها، بلوتوث ها و ویدئو های طنز، جالب، و دیدنی از موسیقی و کنسرت تا دوربین مخفی های لو رفته که می توانید آنرا آنلاین ببینید یا دانلود کنید

دانلود و گوش دادن به موسیقی، شنیدنی های جالب و متنوع و جوک های صوتی

دانلود نرم افزار، کتاب های الکترونیک و پی دی اف ، اسکریپت و صدها عنوان جالب دیگر

بر روی هر دسته کلیک کنید و
نت گشت : گشتی به یاد ماندنی در دنیای مجازی را به خاطر بسپارید

دانلود کنید دیدنی ها - آنلاین ببینید دانلود شنیدنی ها- آنلاین بشنوید
دانلود کامپیوتر ، اینترنت و موبایل مطالب پزشکی و سلامت تعبیر خواب و طالع بینی
مطالب جالب و متنوع آشپزی و خانه داری اخبار روز ایران و جهان گالری تصاویر روز
تصاویر جالب و متنوع گالری تصاویر اشخاص آنلاین بازی کنید
تبلیغات نت گشت نت گشت - صفحه اصلی  

نت گشت، گشتی به یاد ماندنی در دنیای مجازی
انتشار : ۳۰ فروردین ۱۳۹۹

دانلود و متن شعر خانه دوست کجاست از سهراب سپهری با صدای خسرو شکیبایی


متن نهمین شعر از دفتر «حجم سبز» با نام نشانی (خانه دوست کجاست) از اشعار زیبای سهراب سپهری و با صدای دلنشین و ماندگار خسرو شکیبایی:

«خانه دوست کجاست؟» در فلق بود که پرسید سوار.
آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها
بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت‌:

«نرسیده به درخت‌،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ‌، سر به در می آرد،
پس به سمت گل تنهایی می پیچی‌،
دو قدم مانده به گل‌،
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد.
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی‌:
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست.» 

انتشار : ۲۱ فروردین ۱۳۹۹

برچسب های مهم

آداب و رسوم شب یلدا در افغانستان


در شب یلدا کتاب شعر و اساطیر را می خوانند که در مورد زمان قدیم و نکاتی برای آینده بهتر است. در شب یلدا همچنین دعای ویژه ای میخوانند و همه باید دست خود را بالا ببرند و بزرگ خانواده دعا کند و سایرین در دل برای خواسته های خود دعا کنید.

اعتقاد بر این است که در شب یلدا کسانی که زمستان را با خوردن میوه های تابستانی شروع می کنند در فصل سرما بیمار نخواهند شد. بنابراین خوردن هندوانه یکی از مهمترین سنت های این شب است. انارها که در بالای یک سبد میوه قرار دارند ، یادآور چرخه زندگی است - تولد دوباره و احیای نسل ها. پوشش بیرونی قرمز انار نمادی از تولد یا طلوع خورشید است و دانه های قرمز روشن آنها نور زندگی است.

ایرانیان باستان معتقد بودند كه نیروهای شیطانی در طولانی ترین شب سال تسلط دارند و روز بعد متعلق به پروردگار خرد است. در شب یلدا این مرسوم است که تا اواخر نیمه شب بیدار بمانید. در جشنواره یلدا ، افغانی ها ورود زمستان ، تجدید خورشید و پیروزی نور بر تاریکی را جشن می گیرند. از آنجا که روزها طولانی تر می شوند و شب ها کوتاه تر می شوند ، این روز نشانگر پیروزی خورشید بر تاریکی است.

گرچه اکنون شب چله در افغانستان چون دوران قدیم به طور مبسوط برگزار نمی‌شود، با وجود آن، علاوه بر برپایی مراسم رسمی از سوی مجامع فرهنگی و رادیو و تلویزیون افغانستان، مردم نیز کم و بیش این شب طولانی را با هم‌نشینی‌ها و کنار هم بودن و بردن هدیه ویژه شب چله برای نوعروسان تجلیل می‌کنند.

در این شب خانواده داماد در خوانچه یا طبق‌های تزیین شده ضمن تهیه لباس زمستانی برای عروس‌شان، مقداری ماهی و زولبیا همراه با آجیل زمستانی قرار می‌دهند.

همچنین هندوانه از میوه‌های ضروری است که در کنار میوه‌های فصل در خوانچه نوعروسان چیده می‌شود. گاهی نیز خانواده داماد با تهیه یک یا چند نوع غذا از انواع غذاهای زمستانی مرسوم، همراه با نوعروسشان شب چله را به شادی می‌گذرانند.

آداب و رسوم شب یلدا در افغانستان
انتشار : ۲۰ فروردین ۱۳۹۹


مطالب تصادفی

  • دانلود خلاصه کتاب رفتار سازمانی نوشته مورهد و گریفین (به صورت وورد با فرمت docx)
  • فیلم آموزش افزایش شانس ثبت نام خرید خودروهای بهمن موتور و سایر شرکت های خودروسازی
  • دانلود کتاب صوتی جنایت و مکافات نوشته فئودور داستایوفسکی
  • دانلود کتاب صوتی ابله نوشته فئودور داستایوفسکی
  • دانلود کتاب صوتی نه مرد موفق و نود رمز موفقیت
  • کتاب صوتی نگاهت کودتا می‌کند در من
  • دانلود کتاب صوتی هیچ دوستی به جز کوهستان
  • کتاب صوتی آگاهی و مایا از رابرت آدامز
  • دانلود رایگان کتاب صوتی 7 جلدی من دیگر ما(عباسی ولدی)
  • کتاب صوتی نظریه های شخصیت از دوآن شولتز و سیدنی آلن شولتس
  • تابلو فرش دستباف سبد گل عرضی با امضاء مرتضوی - چله ابریشم تبریز
  • دوربین شکاری کوچک تک چشمی تلسکوپی با بزرگنمایی 8 برابر (8×20)
  • گنجینه کتابهای صوتی تاریخی به زبان فارسی در 16 DVD
  • آموزش باغبانی و پرورش گل و گیاه آپارتمانی - 2DVD
  • آموزش تصویری و گام به گام تزیین، طراحی و چیدن سفره هفت سین

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "به وب - بهترین وبسایت دانلود کتابهای صوتی و محصولات متنوع" می باشد